شنبه بیست و چهارم آذر 1386 بوسيله
كميل
سلام
هر از چند گاه که دلم برای یک سید مرتضی تنگ می شود گرچه هیچوقت او را ندیده ام سری به کتاب همسفر خورشید می زنم. کتابی که خیلی ریز و زیبا بیانگر زندگی عادی و روزانه ی این سید خداست. و وقتی همیشه این کتاب رامی خوانم شدیدا احساس می کنم دراین دنیای پلشت و سرای امتحان چقدر به وجود او امثال او نیاز داریم و چقدر واقعا جای او خالیست. البته ...

ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |
یکشنبه هجدهم آذر 1386 بوسيله
كميل
سلام
راستش قرار نبود به سرعت پست جدید بذارم ولی یه مطلب تو سایت فارس دیدم فکر کردم حیفه شما نخونید راجع به سینمای هالیوود همون سینمایی که خیلی از روشنفکرای هنر بی تعهد و هنرغیر دینی و اعتقادی به اون رشک می برن. راجع به همون سینما بود منم خوش دیدم تیکه هایی از عین اونو براتون بذارم.
سينما جادهصافكن سياستهاي ايالاتمتحده

ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 بوسيله
كميل
...و سلام
چهره ی آفتاب سوخته،سکوت های طولانی،ولوم پایین صدا وقت حرف زدن،لباس های ساده،پخته بودن نسبت به خیلی ها(دلم نیومد بگم نسبت به بقیه ی هم خوابگاهی هام چون شان نعمت ...)برای دومین بار پدر شده بود خدا بهش یه دختر ناز داده بود و چقدر به دختر بچه هاش وابسته بود علی رقم همه ی حجب و حیاش می شد اینو ازش فهمید .

ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |
یکشنبه یازدهم آذر 1386 بوسيله
كميل
سلام
شنیده بودم حلقه ی سبز آقا ابراهیم به پخش رسیده و شنیده بودم که خیلی ها ترسیدن وقتی این فیلمو دیدن دقیقا تو این لحظه به یاد اون جمله ی آقای حاتمی کیا افتادم که تو
جلسه ی نقد خاک سرخ خطاب به به خانمی که می گفت: بعضی شبا که فیلمتونو دیدیم نمی تونستیم بخوابیم
و ایشون هم گفتند:(مضمون)من که نمی خوام برای شما لالایی بخونم
الانم بعضیا می گن ترسیدیم
ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |
چهارشنبه هفتم آذر 1386 بوسيله
كميل
سلام
دينگ دينگ دينگ مولوي مسافرين محترم جهت انتخاب مسير به تابلو هاي راهنما توجه بفرماييد
گرچه ساعت حدودا ۵ بعد از ظهر بود ولي قطار خلوت بود و راحت مي شد همديگه رو ديد

ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |
شنبه سوم آذر 1386 بوسيله
كميل
سلام
چند وقته كه در گير اين پروژه (مستند بازگشت به اورامانات ) هستم با آدماي مختلفي سرو كار دارم كه خيلي چيز ها برام مفهوم جديدي پيدا كرده ؛
مثلا با آدمايي از نسل جنگ آدمايي كه هنوز بوي باروت از زير پيراهنشون به مشام مي رسه ؛آدمايي از جنس خودمون همونايي كه گرچه نبودند و امروز هم خيلي به اون فضا نزديك نيستند ولي عجيب دوست دارند شبيه اونا بشن .

ادامه مطلب
فرستاده شده با موضوع |