تبليغاتX
يك فيلم ساز كه عاشق سينما نيست

ابراهيم حاتمي كيا و جشنواره ي رويش

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 بوسيله كميل

سلام
از وبلاگ اقليما درباره ي جشنواره ي رويش مطلبي رو به امانت براي شما آوردم شايد بپسنديد.

مجيد مجيدي: عنوان معناگرا به جريان سينماي ديني آسيب زد

 

چهارمين جشنواره فيلم كوتاه ديني «رويش» ، بعدازظهر پنجشنبه با معرفي برگزيدگان در مشهد به كار خود پايان داد.

در مراسم اختتاميه جشنواره رويش كه در ساختمان صبا (سالن همايش هاي صدا و سيما) برگزار شد جمعي از سينماگران و مسئولان كشوري و استاني حضور داشتند.

در ابتداي جلسه قهرمان رشيد، معاون سياسي اجتماعي استاندار خراسان رضوي ، ضمن خوشامدگويي به مهمانان حاضر در جلسه گفت: برگزاري جشنواره رويش فرصت توجه بيشتر به درك وجوه مختلف دين را مي دهد.از ديگر سخنرانان اين مراسم مجيد مجيدي بود كه با اعتراض به تعاريف ارائه شده درباره سينماي ديني گفت: عنوان سينماي معناگرا آسيب بزرگي به كل جريان سينماي ديني وارد آورد. وي ادامه داد: حرف ها خيلي قشنگ هستند. اما از اين حرف ها خسته شديم. گوشمان از اين حرف ها پر شده است و بهتر آن است كه به آن ها عمل كنيم.اين كارگردان سينما با تأكيد بر اين كه دين يك امر جاري و ساري در زندگي ماست تأكيد كرد: از اين كه دين را اين قدر مهجور مي كنند، گلايه منديم. دنبال پيچيدگي در نگاه ديني نباشيم. مجيدي با تأكيد بر اين مطلب كه قرآن بايد در بطن جامعه بيايد گفت: در حال حاضر قرآن مهجور واقع شده است. وي به مضمون يك فيلم مستند تلويزيوني اشاره كرد و گفت: اين فيلم نشان مي داد كه همه اهالي روستايي در همدان با قرآن مانوسند و به آن عمل مي كنند. آن ها يك جامعه اسلامي ايده آل ساخته بودند. آنها مي گفتند هيچ مشكل اخلاقي ندارند. يعني در آن جا نه دعوا مي شد و نه كسي به كسي تهمت مي زند. يكي از پيرمردهاي آن جا رو به دوربين گفت: خواهش مي كنيم مسئولان به اين جا بيايند. من آرزو كردم كه اي كاش دعايش مستجاب نشود. چون اگر پاي مسئولان به آن جا برسد همه چيز خراب مي شود.حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي نيز در رابطه با موضوع «سينماي ديني» مطالبي را بيان كرد.دكتر حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي با بيان اين كه برخي فيلم ها با كمك هنر و تكنيك سينما يك خرافه اي را برجسته مي كنند اظهار داشت: بايد از تجربه جامعه شناسان و روان شناسان در فيلم ها استفاده كنيم. در پايان مراسم اختتاميه، آراي هيئت داوران چهارمين جشنواره فيلم كوتاه ديني «رويش» در بخش هاي ايده، فيلم نامه نويسي، پويانمايي، مستند و داستاني اعلام شد.در بخش داستاني جايزه بهترين فيلم بخش داستاني به فيلم «اگر بروم» ساخته سالم صلواتي تعلق گرفت. در اين بخش جايزه اول و دوم و سوم كارگرداني به ترتيب به فيلم هاي «خواب سرد» (پيمان نهان قدرتي)، «خانه فاطمه كجاست» (فريدون نجفي) و «چاووش» (فرخ حنيفه نژاد) اهدا شد.همچنين جايزه بديع ترين فيلم منطبق با موضوع جشنواره به فيلم «مسير سرد خون» به كارگرداني «امير مهران» اهدا شد.مجيد مجيدي، رضا ميركريمي، جمال شورجه، مجتبي راعي و مهرداد اسكويي داوران بخش داستاني را تشكيل مي دادند.در بخش مستند جايزه هيئت داوران بهترين فيلم مستند را به تهيه كننده فيلم «نور مقدس» محصول انجمن سينماي جوان ايران اهدا كرد. در اين بخش لوح افتخار به خاطر تحقيق و پژوهش مناسب به فيلم «نخل درخت زندگي» (عليرضا دهقان) و لوح افتخار به خاطر انتخاب مضمون مناسب به فيلم «حسام الدين مرجايي» (عبدا... عزيزي) اهدا شد. همچنين هيئت داوران فيلم هاي «چايخانه» (رضا شيخلاني) و «وحي» (صمد اسكندري) را شايسته دريافت جايزه اول و دوم كارگرداني بخش مستند دانست.در بخش پويا نمايي لوح افتخار به فيلم «چنگال عقاب» (پيمان براهين و فرهاد غفارپور) تعلق گرفت و جايزه اول و دوم و سوم پويانمايي به فيلم هاي «نقطه نهايي»، (علي لطفي)، «نوا» (حسن خراساني)، «وقتي بابا نبود» (مهدي نصيري سنجاني) اهدا شد. همچنين جايزه بهترين تهيه كننده به حوزه هنري استان آذربايجان شرقي اهدا شد.در بخش فيلم نامه هيئت داوران متشكل از عزيز ا... حاجي مشهدي، فريدون فرهودي، مينو فرشچي، محمود عبدالهي، براي جايزه اول فيلم نامه انتخابي نداشت و جايزه دوم فيلم نامه نويسي به صورت مشترك به فيلم نامه هاي «فصلي از باران» (هادي آفريده) و «علاج لاعلاج» (بهروز كيا) تعلق گرفت و فيلم نامه هاي «برات» و «آق آت» جايزه سوم را دريافت كردند.در بخش ايده جايزه اول و جايزه دوم به خاطر نگارش ايده هاي «شمرخوان» و «به تماشا سوگند» به كريم فائقيان و زهره شعباني اهدا شد.همچنين جايزه برگزيده هيئت كارشناسان ديني در بخش داستاني به فيلم «شايد يكي پيدا بشه» به كارگرداني «حامد بانك» اهدا شد.

در حاشيه:
" مصطفي زماني بازيگر نقش حضرت يوسف نيز در جلسه حاضر بود كه به دليل آن كه چهره واقعي اش خيلي با چهره گريم شده اش متفاوت بود هيچ كس او را نشناخت. او به هيچ وجه با هيچ رسانه اي حاضر به مصاحبه نشد.

" صحبت هاي مجيد مجيدي با تشويق حاضران همراه شد.

" داوود رشيدي، رضا ميركريمي و ابراهيم حاتمي كيا از ديگر مهمانان سينماگر حاضر در جلسه بودند.

ماشا الیلیكینا

سه شنبه هفتم آبان 1387 بوسيله كميل

سلام
درباره «ماشا الیلیكینا» چیزی شنیدید؟
منم نشنیده بودم ولی تو وبلاگ یکی از دوستام دیدم فعلا عین همون رو براتون میذارم تا بعد باهم دراین باره حرف بزنیم
*********************************
 

مانكنی كه حجاب را برگزید!!

«ماشا الیلیكینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یك هنرپیشه جذاب و یك مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریك" در روسیه، به بالاترین حد رسید.


اما ماشا همانقدر كه بسرعت در آسمان شهرت و محبوبیت طلوع كرد خیلی زود نیز از صحنه ناپدید شد. این امر نه به دلیل افول ستاره ی بخت وی بود و نه به علت از دست دادن "زیبایی چهره" یا "سحر صدا" ؛ بلكه به این دلیل بود كه: «ماشا مسلمان شد و لباس عفت و ایمان را بر درخشش های كاذب دنیوی ترجیح داد».

تفاوت بزرگ او با بسیاری از هنرمندان و خوانندگان دیگری كه اسلام و حجاب را برگزیده اند در این است كه وی در اوج شهرت، زیبایی و طراوت، و در زمانی كه تازه پیشنهادهای اغواكننده به سویش رهسپار شده بود حجاب و عفاف را انتخاب كرد.

ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجابی اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می گوید از جلوه های كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی می كند.

آنچه در پی می آید مصاحبه سایت روسی Islsm.ru با این هنرمند مسلمان شده است كه همكاران نسخه روسی سایت ابنا، آن را به فارسی ترجمه كرده اند. خواندن این مصاحبه را به همه خوانندگان توصیه می كنیم مخصوصاً به دختران مسلمانی كه گاه با وسوسه های مختلف و تحت تأثیر زرق و برق های ظاهری تمدن غرب، قدر گوهر وجود خود و نیز قیمت ارزشهایی نظیر حجاب را نمی دانند:

*******************

چطور شد كه تمام موفقیت ها و درخشش های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

 

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

 

در زمانی كه یك خواننده بودی آیا فكر می كردی كه روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟

 

ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی كرد كه روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.

 

آیا راهی كه برای مسلمان شدن طی كردی، مسیری طولانی بود؟

 

ماشا: من دو سال است كه مسلمان شده ام. یك روز مطلع شدم كه یكی از نزدیك ترین دوستانم بر اثر یك حادثه در شهری دیگر به حالت كما رفته است. من نمی دانستم كه چطور می توانم به او كمك كنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ كمك خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می دیدم و تو خیلی زیاد به من كمك كردی!» ، من در آن لحظه بسیار گریستم ؛ زیرا برای اولین بار در زندگی ام بود كه چیزی از خدا می خواستم.

 

در حال حاضر به چه كاری مشغولی؟

 

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می كنم. ضمناً برخی از نت های مجاز شرعی را نیز می نویسم.

 

آیا موسیقی هم گوش می دهی؟

 

ماشا: بله ؛ كارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه كت استیونس" ( كه پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می كنم.

 

آیا چیزی از قرآن هم آموخته ای؟ آیا آمادگی داری كه زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه كنی؟

 

ماشا: در ابتدا فكر می كردم كه آموختن زبان عربی مشكل باشد ؛ اما آن را شروع كرده ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فكر می كنم كلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

 

چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر كسانی كه به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در كنسرت و موسیقی هستند؟

 

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محكم ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی كاربرد دارند. راه اسلام سعادت بخش است.

 

از اینكه مسلمان شده ای چه احسای داری؟

 

ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم كه مقایسه كنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اكنون با حیات واقعی آشنا شده ام، پس خوشبختم.

 

و چه تفاوتی با قبل داری؟

 

ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول كرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان ها نهاده شده است. من اطمینان دارم كه خداوند به ما تفكر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی كنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی كردن داده است تا به او برسیم.

 

آیا گاهی به موفقیت ها و درآمد سابق خود فكر نمی كنی؟ حسرت آن دوران را نمی خوری؟!

 

ماشا: آن جلوه ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی ارزش و منفور هستند.

 

از اینكه آشكارا خود را مسلمان معرفی می كنی هراس نداری؟

 

ماشا: نه نمی ترسم. برعكس، تكلیف و وظیفه خود می دانم كه دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

 

از اینكه عكس های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

 

ماشا: من خودم دوست ندارم به این عكس ها نگاه كنم. اما اشكال ندارد كه مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند كه انسان می تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می تواند توبه كند و با انجام كارهای خوب، تمام سیاهی های گذشته اش را پاك كند، ان شاء الله.

 

اینك چه چیزی از "اسلام" می توانی به دیگران بگویی؟

 

ماشا: اسلام می گوید: «اگر نمی توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی كن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی های نفست را مهار كنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تكبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر كسی می خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه كند و از فطرت خود مدد بگیرد.

 

چه پیامی برای مسلمانان داری؟

ماشا: آرزو می كنم كه كارهای نیك و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه های آنان ببارد.

و برای غیر مسلمانان؟

ماشا: امیدوارم كسانی كه هنوز به دین اسلام مشرف نشده اند لحظه ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده ای كه چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمی اندیشه كنند.

 

یادداشتی بر فیلم دعوت حاتمی کیا

چهارشنبه یکم آبان 1387 بوسيله كميل

سلام


این روزا داستان فیلم دعوت و تحلیل های آدم های مختلف درباره ی این آخرین ساخته ی آقا ابراهیم حاتمی کیا برای خودش قصه ای شده از طرفی خود حاتمی کیا ازین فیلمش کلی تعریف و تمجید کرده که مثلا:این فیلم از برنامه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران  اخلاق گرا تره ،یا این فیلم بوی من رو داره و....
و از سوی دیگه بعضیا مثل جناب مسعود خان فراستی  بسیار بسیار بی رحمانه به نقد این فیلم دست زدند (مجله ی هفتگی سینما) که مثلا:با این جمله شروع می کنند: دعوت فیلمی که نه ما را به دیدنش دعوت می کند و نه ترغیب،نه به نقدش و..
و خیلی از نقدها... نه که بی انصافی باشن نه!مسائل رو خیلی با هم قاطی کردن  که مثلا چرا حاتمی کیا ی دیده بان شده دعوت یا...
و همه با هم به این نکته توجه داریم که این نوع نقد خیلی هم قابل تایید و بررسی نیست چون بیشتر ازین که بخوادفیلم رو نقد کنه فیلم ساز رو نقد کرده البته حتی فیلم ساز رو تحلیل هم نکرده بلکه اونی رو که از فیلم ساز توقع داشته رو به رخ مخاطب و فیلم ساز کشیده و نتیجه اش شده متن صحبت های حاتمی کیا که تو پست قبلم آورده بودم.
می خوام با هم یه کاری بکنیم بیایم تکلیفمون رو با این جمله روشن کنیم:نقد فیلم یا فیلمساز؟
دوست دارم با هم درباره ی فیلم حرف بزنیم(چند کلمه)
قبل از اینکه هر چی بگم اگر در نوشته ام بوی بی ادبی و خامی داشت از محضر استاد خوب و با اخلاق و بسیار قابل احترامم آقای حاتمی کیا عذر می خوام .
 فیلم نامه :سوژه
به نظر من فوق العاده بود بسیار خوب حتی شاید بهتر از چند تا کار قبلی ایشون حداقل بهتر از به نام پدر  سوژه خیلی خوب انتخاب شده بود(جریانی از تولد یک نسل دغدغه ی فیلم سازه که تو همه ی کارهاشون به شکلی و در حاشیه دیده می شده مثل موج مرده،از کرخه تا راین،ارتفاع پست و....) ولی اولین اشکالی که داشت این بود که خوب دم نکشیده بود خوب جا نیافتاده بود و خیلی بهتر می شد فیلم نامه ی دعوت رو نوشت خیلی محکم تر، البته از لحاظ دراماتیک و روابط علی معلولی می گم اینکه چرا بعضی اتفاق ها یه هو و چون کار گردان می گه اتفاق می افته و نه از لحاظ منطق فیلم نامه و ...(وای که قصه ی ثریا قاسمی و خیریه اش چقدر بد تو فیلم جا افتاده)در کل به نظر من فیلم نامه خیلی بهتر می تونست نوشته بشه و این اشکال شاید موجب خیلی از ضعف های فیلم شده باشه.
کارگردانی:  نسبت به آقای حاتمی کیا بسیار معمولی روایت شده بود خیلی خیلی متوسط شاید بدون توجه به سبقه ی فیلم ساز بشه نمره ی متوسط داد.روایت بسیار ساده که اصلا شباهتی با کارهای قبلی مثل روبان قرمز نداشت(روبان قرمز از نگاه من بهترین کار حاتمی کیاست)متاسفانه باید بگم حتی لحظه ی فوق العاده ای هم نداشت(مثل سکانس ورود محبوبه به خونه اش  تو روبان و بازی با گهواره و..)خیلی  معمولی، به نظر من تو دکوپاژ نمی شد ردی از حاتمی کیا گرفت .شاید اشکال از منه که اون سبک کار رو دوست دارم.
این جریان تا جایی وجود داره که  آدم خوشحاله کار اپیزودیکه و حداقل تو آدم هاش تنوع وجود داره از خستگی جلوگیری می کنه .
بازیگری: به نظر من سیامک انصاری تو این فیلم خوب بازی کرده و نقشش خوب دراومده و بقیه خیلی فوق العاده نیستند و برای آدم جاودانه نمی شن و همه شون کارهای خیلی بهتری دارن (مثلا مثل حاج کاظم آژانس یا عباس در اذهان مردم جاودان نمی شن)و اوج بازی بد تو فروتن دیده می شه که هیچی نمی گم.
تدوین: نمی دونم چرا اینقدر تو این کار جای خانم صفی یاری رو تو لیست عوامل خالی دیدم  ریتم خیلی کند بود و ...
 به نظر من دعوت خیلی اتفاق بزرگی تو کارنامه ی آقای حاتمی کیا نیست و البته از یکی دو تا از کارهاشون قوی تره . در هر صورت به نظر من هر فیلم ساز فوق العاده ای هم می تونه تو کارنامه اش از نگاه بقیه کار ضعیفی داشته باشه که به نظر خودش خیلی خوب باشه .
شاید این اختلاف موجب بشه که بعضی از دوستان و البته (...)ها کمی فکر کنن  که شاید بی ادبی یا کم مهری به افراد می تونه  موجب طغیان و ...بشه.
در هر صورت دعوت کاری پرفروش و سوال برانگیز در کارنامه ی فیلم سازی خوب،با اخلاق  و تکنیکی به اسم ابراهیم حاتمی کیا ست چه بخواهیم بخواهید و چه نخواهیم و نخواهید.