خوش خبري
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 بوسيله كميلسلام
ببخشيد كه دير به دير آپ مي شم نه اينكه بي خبر با شم يا بي مطلب يا يا بي حوصله نه . اتفاقا به اندازه ي خودم كلي اتفاق خوب و (نمي شه گفت بد)برام مي افته كه همشون مي تونن سوژه هاي خوبي باشن براي نوشتن ولي راستش همين كه در لب تاپ م رو باز مي كنم با خودم فكر مي كنم هر چيزي ارزش به قلم در اومدن و به وب نوشت ساخته شدن رو نداره و همون بهتر كه سريع از ذهن آدم پاك بشه و به قول فرنگي ها فيد بشه چيزايي
مثل كوچيك بودن بعضي آدما
مثل بي غيرت بودن يه سري ديگه مثل يه مرد كه لباس زير زنونه مي فروشه
مثل يه زن(يا دختر) كه ايرانسل(عل)مي خره تا بتونه ازين دريچه ي بي مرز خصوصي وارد بشه و به هر شكل مزاحم آدما بشه - كه البته چشم مسئولين روشن-
مثل اعتياد پسر همسايه
مثل ظلم كارفرماي بيسواد به كارمنداي باسوادش
مثل....
نه منفي بيني نيست اشتباه نكنيد
بعضي وقتها از بس ASA خونمون كم شده حتي به روشنايي آفتاب هم واكنش نشون نمي ديم
ولي خوش خبري بدم كه
مردي خواهد آمد
شايد همين جمعه شايد.
*****************
بگذاريم و
بگذريم
به لطف شهدا و حضرت صاحب الزمان (عج)
براي انجام تكليف و اداي دين به ساحت بچه هاي گردان غواصي ياسين و نوح ؛
با يه تيم تصويربرداري عازم اسكله ي شهيد شاكري خرمشهر هستم.
محتاج دعاي خيرتان هستم.
يا علي مدد

