X
تبلیغات
يك فيلم ساز كه عاشق سينما نيست - مستند زهره و منوچهر

يك فيلم ساز كه عاشق سينما نيست

سياه مشق هاي فكري يك فيلم ساز

مستند زهره و منوچهر

سلام

اون روز تو دفتر سهيل يه مستند ديدم در مورد وضعيت دختران و آزادي اونها تو ايران كه البته با خودسانسوري كه داشتيم قابل ديدن بود خيلي اعصابم خورد شد.

 درباره ي سازنده و ... تو اينترنت سرچ كردم چيزايي پيدا كردم كليت داستان فيلم رو از زبان يكي دو تا از وبلاگ ها مي گم محضرتون :

« زهره و منوچهر » (tabous)٬ دومين فيلم ميترا فراهانی٬ کارگردان جوان ايرانی مقيم پاريس است که به نوعی در ادامه همان دغدغه هايی است که او در اولين فيلم خود " just a woman " به بيان آنها پرداخته بود. " just a woman " فيلم کوتاه ۳۰ دقيقه ای در رابطه با عمل جراحی تغيير جنسيت در ايران است.

- نويسنده ي زهره و منوچهر: بر اساس شعر " زهره و منوچهر " اثر ايرج ميرزا- فيلمبردار: ژرام خومانک- موسيقی: آرماند آمار- بازيگران: کرامی روال٬ سوفيا بنرزاک- محصول فرانسه ۲۰۰۴- رنگی- ۳۵م.م- ۷۰ دقيقهفیلم با نگاهی به مثنوی "زهره و منوچهر" ایرج میرزا که در اون زهره از آسمان میاد تا طعم عشق و همآغوشی را به منوچهر بچشانه، به مسئله عشق ورزی و روابط جنسی دختران و پسران جوان در جامعه امروز ایران می پردازه و البته تفاوتي كه در نظراتِ نسل گذشته ، قهرمانانِ جنگ و جوانانِ امروز ايرانه. در طول فيلم با افراد متعددي مثل قهرمانانِ جنگ ، زنان و دُخترانِ باحجاب ، زنانِ بي‌حجاب ، زنانِ تن‌فروش و مردان پير و پسرانِ جوان مصاحبه‌هاي متعددي صورت گرفته و كاملاً مستند كه در لابلاي اون بخش‌هايي از شعر زهره و منوچهر خونده ميشه و صحنه‌هايي از اون نيز بازسازي و نهايتاً هم‌آغوشي دو جوان به كوهستان و جايي كشانده ميشه كه اثري از روابط اجتماعي و جامعه بسته ايران نيست. فیلم هرچند که ساختار سینمایی منسجم و جا افتاده ای نداره اما ، با مصاحبه های متعدد و با نمایش صحنه هایی که فقط میشه اونها رو با دوربین ویدیو و در بیابان های برهوت تهیه کرد، با بی پروایی هاش در کلام و تصویر، کنکاشیه در روابط قبل از ازدواج و به خصوص در مسأله بکارت و اهمیت اون در زندگی آینده دختران جوان، و اینکه جوانان امروز ایران در روابطشون با یکدیگر چگونه سعی می کنند با محدودیت های مذهبی و سنتی کنار بیایند.

يا تو يه وبلاگ ديگه:

 

 " زهره و منوچهر " يک فيلم مستند- داستانی است که بخش داستانی فيلم برگرفته از شعر اروتيک ايرج ميرزاست. عشق   مورد نظر ايرج ميرزا در اين شعر٬ يک عشق شهوانی است که به طور مستقيم به جنبه های جنسی عشق اشاره دارد. به عبارتی کارگردان برای بيان تقابل اعتقادات خشک مذهبی و گرايشات آزادی طلبانه جنسی افراد در جامعه معاصر ايران٬ شعر ايرج ميرزا را در نقطه مقابل قرار داده است. و با به تصوير کشيدن اين شعر نشان می دهد که زمانی در فرهنگ ايرانی رک گويی و بی پرده سخن گفتن در رابطه با روابط و مسائل جنسی نوعی آيين محسوب می شده و نه گناه.

بخش مستند فيلم شامل مصاحبه هايی است که کارگردان با افراد مختلف جامعه کنونی ايران ( فاحشه ها٬ افراد دو جنسيتی٬ زنان و مردان جوان ) در مورد عشق و روابط جنسی انجام داده است. ميترا فراهانی با نمايش تصاوير مستند و مصاحبه ها سعی دارد ديدگاه مردم جامعه ای که در آن حتی ٬ در آغوش گرفتن يکديگر هم يک گناه بزرگ محسوب می شود را نسبت به مسائل جنسی بيان کند.

ميترا فراهانی در مورد انتخاب اين موضوع می گويد:

" امروزه٬ اگر از يک فرد ايرانی بخواهيد که عشق را تعريف کند٬ جوابی که می دهد حتما به صورت شعرخواهد بود. شعر يک اصل اساسی در ايران است و در فرهنگ هر فردی ريشه دارد. صحبت کردن بی پرده در مورد عشق و بدون بيان شعر برای آنها غير ممکن است. "

 بعد از فيلم با حضرت سهيل خيلي حرف زديم كه غالبش اين بود:

در هر صورت فيلم خيلي تاثير گذار بود هم تاثير مستقيم مثل اينكه آدم هاي اون ور آبي چقدر دلشون براي ما بسوزه و هم غير مستقيم كه اين يكي خيلي رو اعصاب ما پياده روي كرد. هروقت با فاحشه ها مصاحبه مي كرد اونا در اوج ريلكسيشن رو مبل راحتي لم داده بودند و از يك زندگي سرشار از خوشي و راحتي صحبت مي كردند رنگ هاي دكور فوق العاده بود نور خيلي خوب و نرم بود خلاصه يه زندگي باحال رو نشون مي داد و هر وقت با دختراي پاك و.... نور وحشتناك رنگ هاي تابلو وهزار جور كثافت ديگه .

تازه غالب ناراحتي مون ازين بود كه چرا بعضي از دوستان ما حاضر مي شن جلوي هر دوربين محرم و نا محرمي بشينن و چهره هاي سوخته و آسيب ديده از دوران عشق بازي خودشون رو به اونا بنمايانند كه اون حضرات هم به اين راحتي اين بچه ها رو مسخره كنند و هر استفاده ي سوئي از اين چهره ها بكنند .

هر مخاطبي كه با اين خاك پاك آشنايي نداشته باشه افسوس مي خوره به حال اين دختراي معصوم كه چقدر محدود اند وتازه كلي هم دلش براي اونا مي سوزه .

البته خوشم مياد  كه اين دختره كارگردان اين فيلم چقدر خوب و چقدر بهتر از اون ور آبي ها سعي مي كنه فرهنگ و دين اين مملكت رو به لجن  بكشه گرچه همه مي دونيم كه اين  وزوز خرمگس كثيف جز لحظه اي آزار دفعي چيزي براي ما نداره . ولي با اين وجود بهتره صاحب نظراي ما بدونن كه جلوي هر دوربيني نشستن كمك در صدور انقلاب نيست.

 بوش اگه بدونه همچي سربازاي بي اجر و مزدي داره، كه اينقدر واسه رفتن سربازاش به باتلاق عراق پول خرج نمي كنه فقط كافيه يه جشنواره ي فيلم بذاره عراق همه ي اينا پاكارند .

بيايد همه باهم يه فكر درست درمون بكنيم

تو داستان كار و هجمه ي فرهنگي اونا خيلي از ما جلو ترند.

ببخشيد اگه تند حرف زدم.

    زمانه بر سر جنگ است ياعلي مددی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:47  توسط هادی حاجتمند  |